تعبیر خواب
تفسیر خواب با استفاده از تکنیک مدرن تحلیل داستانی 
اخبار روز

انعکاس

حسین:

توضیح اینکه چند شبی تنها بودم.
خواب می دیدم که با همسرم رابطه جنسی دارم و در حال نوازش (معذرت میخواهم) مقعدش هستم. ناگهان گفتم تو همسر من نیستی و الان هم دست من همانجاست که قبلا بود و نمی گذارم از من استفاده کنی (در حالی که این حرف ها را می زدم متوجه شدم دستهایم گره کرده روی سینه ام است) و با این حرف بیدار شدم و دقیقا دستهایم گره کرده روی سینه ام قرار داشت.

تفسیر:

 دوست خوبم، هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت! شما شبیه کشاورزی هستید که تخم گیاه بی ثمر می کارد و بعد انتظار برداشت محصول دارد. زمانی که با رفتارتان دیگران را می رنجانید یا آنان را می رانید، چگونه انتظار دارید امورتان پیش برود و دیگران برایتان خیرآفرین باشند؟

نوازش پشت همسر تحریک بخش ابتر و بی حاصل را نشان می دهد و گفتار شما که همسرم نیستی نیز تاکید بر همان بریدن و قطع کردن است. تا زمانی که به دیگران خیری نرسانیم و تا زمانی که مانند گل از وجودمان عطر محبت صادر نشود، آیا می توانیم انتظار جمع شدن پروانه های خوبی را گردمان داشته باشیم؟

در رفتارتان تجدید نظر کنید. به جای دافعه به جذب دیگران بپردازید و انرژی مثبت ارسال کنید تا دیگران همچون زنبورهای عسل گردتان جمع شده و بهره ای متقابل ببرید.


مطالب مشابه: تعبیر, خواب, همسر, پشت, مقعد
موضوعات مرتبط:
[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 16:58 ] [ afkar222 ]
تجربه
امیدوار:

من خواب دیدم با پدرم داشتم می رفتم در مکانی که قبلا مدرسه بود(البته خودم آنجا درس نخونده ام) چند تا از دوستان مسجدی ام ایستاده بودند و ما را دعوت کردند تو. من و بابام و یکی از دوستانم و یک نفر دیگه که یادم نیست رفتیم تو یه اطاق. همینطور که مشغول صحبت بودیم دیدم یک توالت فرنگی تو اطاق هست و چون خیلی احتیاج به قضای حاجت داشتم این کار را انجام دادم اما یکدفعه فهمیدم که در واقع زیر پام فرش بود و همینطور نگران بودم که الان آبروم میره. دیگه نمی فهمیدم بقیه دارند راجع به چی حرف میزنند تا اینکه اون دو نفر رفتند و من به بابام گفتم اینجور شده و بابام گفتند طوری نیست فرش را جمع می کنیم میبریم بیرون.

وقتی بلند شدم و نگاه کردم با اینکه قبلش تصور می کردم احتمالا لباس هام و شلوارم نجس شده باشه هیچ چیزی نبود و برام سوال شده بود چه جوری این کثافت ها بدون تماس با شلوار به بیرون رفتند. بعد هم اینکه حجمشون خیلی زیاد بود که با خودم می گفتم چرا اینقدر زیاد؟ به نظر غیر طبیعی بود و نکته آخر اینکه کثافات دو بخش بودند یک بخش خیلی تازه بود و یک بخش خیلی خشک شده و مثل اینکه زمان ازش گذشته باشه که این هم برام سوال بود که چرا این جوری است و جالب اینکه این دو بخش به خوبی با یک خط از هم جدا شده بودند.

تفسیر:

آتش را از نو کشف و چرخ را از نو اختراع نکنید. دوست خوبم، تجارب دیگران را قدر بدانید و متوجه باشید زمانی که به درستی از آموخته های دیگران استفاده کنید، دیگر نیازی نیست خودتان آزمون و خطا کرده و زمان و انرژی تان را از دست دهید. آزموده را آزمودن خطاست.

پدر نماد کسی است که به اصطلاح از شما دوتا پیراهن بیشتر پاره کرده است. او را می توانید کسی بدانید که بسیاری از ندانسته های شما را پیشتر آزموده و می داند در قبالشان چه باید بکند. مدفوع کهنه و تازه با خطی دقیق از هم جدا شده اند تا نشان دهند، هنگامی که راهی آزموده شد و نتیجه منفی داد، دیگر نیاز به دوباره امتحان کردن ندارد. واقعیت علم نیز همین است که تجارب بر هم انباشته شده و با شناخت مسیرهای اشتباه انسان می تواند راه دست یابی به هدف را بیابد.

در واقع، دستشویی فرنگی نیز دستگاهی است که اهداف ما را به شیوه متفاوتی برآورده می سازد. بنابراین، زمانی که راه استفاده از آن را آموختیم، قادر است در خدمت ما قرار گیرد. نسبت به افرادی که پیرامونتان قرار دارند، احساس بیگانگی نکنید. از این که نمی دانید خجالت نکشید، از این که چیزی را بلد نیستید، شرمنده نباشید. زمانی احساس شرمساری کنید که دیگران باشند و بتوانند به شما یاد دهند، اما از کمکشان خود را محروم سازید!

دقیقا، به همین دلیل بچه مسجدی و پدر در رویایتان کنار هم قرار گرفته اند: آیا پدر محرم و آن دو دیگر نامحرم هستند؟ آموختن را حق خود دانسته و بدون هیچ معذوریتی برای فهم مسائل عمل کنید و البته تجارب دیگران را نیز به کار بندید.


مطالب مشابه: تعبیر, خواب, پدر, دوست, مدرسه
موضوعات مرتبط:
[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 16:10 ] [ afkar222 ]
نمایش
نرگس:

با عرض سلام و تشکر از تعبیرها و راهنمایی های زیبا و مفید شما، من خوابی دیده ام که اگر برایتان زحمت ندارد، دوست دارم از تعبیرتان استفاده کنم.

خواب دیدم که شب بود و در کوچه و پس کوچه ها با مادرم راه می رفتم، من می خواستم به عکاسی بروم تا عکسی را پرینت کنم و مادرم به قصد دیدن نمایشی میرفت. وقتی به مقصد مادرم رسیدیم دیدم که آن نمایش یک تعزیه است، جایی شبیه حیاط یک خانه بزرگ بود که چراغانی شده و جمعیت زیادی روی فرش های پهن شده در حیاط نشسته بودند و تماشا می کردند. آوازی که می خواندند آنقدر زیبا بود و طوری مرا جذب کرده بود که تصمیم گرفتم همانجا بمانم و کارم را به زمانی بعد معوق کنم.
چون روی فرشها پرشده بود، من و مادرم کنار دیوار ایستاده بودیم. آنجا متوجه شدم که من و مادرم شالهای سبز رنگی به سر داریم که تا به حال آنها را ندیده بودم. خیلی خوشحال بودم ولی خجالت می کشیدم و فکر می کردم لباسهایم مناسب تعزیه نیست.
بعد در همانجا عمّه ام را دیدم که گفت آن تصویر را خودش برایم پرینت می کند و لازم نیست نگران باشم.

تفسیر:

انعطاف پذیر باشید و هنر بهره بردن از لحظه را به دست آورید. منظورم تشخیص آن بزنگاهی است که در مسیر روزمره گیتان پیش می آید و نیازمند توجه شماست. در پیاده رو در حال قدم زدن هستید، سر یک کوچه چشم انداز زیبایی به سوی شما گشوده می شود. متوقف شوید، همان لحظه بایستید و از تماشای آن زیبای باشکوه لذت ببرید. بسیاری از ما آدمها آن قدر شتاب زده هستیم و به قدری از نگاه دیگران واهمه داریم که همانند یک لباس اتو شده فقط دلنگران چروک شدن پرستیژمان هستیم. آیا این گونه نیستید؟

من تعزیه را بسیار شبیه شاهنامه خوانی می دانم. هر دوی آنها می کوشند دیوهای درون را نشانمان دهند و به ما راه رهایی از تعلقات نفس را بنمایانند. در رویای تان قصد پرینت گرفتن از یک عکس را دارید. لابد می دانید عکس یک لحظه را به ثبت می رساند. در هنگام عکاسی شما لحظه ای را که در حال رخ دادن است، درک کرده و از آن تصویری می گیرید. آن تعزیه نیز فرصتی است تا شما به بخش های احساسی و عاطفی تان توجه کنید. همه چیز که کار و انجام امور روزانه نیست. انسان باید به فکر نیازهای دیگر روح خود نیز باشد. پس، آن مراسم نمادین و زیبای تعزیه در حیاط دلگشای خانه و ازدحام مردم، آگاه کردن شما به دیگر نیازهای روح است. البته نکته ای وجود دارد. لحظات لذت بخش را با افکار پوچ خراب نکنید.

آیا لباسم مناسب تعزیه است؟ آیا فلان کار را انجام داده ام؟ آیا ظرف ها را شسته ام؟ آیا… هنگامی که فرصتی برای شادی و نشاط روح فراهم می شود، فکرهای روزمره گی و استرس های زندگی را کنار بگذارید و از موقعیت نهایت بهره را ببرید. اگر به موقع عکس را نگیرید، فرصتی استثنایی را از دست داده اید. پس، اکنون عکاسی کنید، بعدها فرصت برای پرینت گرفتن از آن بسیار است. منظورم این است که نمایش تعزیه رخدادی است که تکرار نمی شود؛ اما پرینت گرفتن کاری است که شما در هر زمانی می توانید انجام دهید. بنابراین، خواب به شما می گوید قدر فرصت ها را بدانید.


مطالب مشابه: تعبیر, خواب, مادر, کوچه, پس
موضوعات مرتبط:
[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 14:2 ] [ afkar222 ]
بهترین-دوست
بهمن:
من چند شب پیش در خواب دیدم که دختر مورد علاقه ام با دوست صمیمی خودم دوست شدن و با هم دیگر صحبت می کردن . راستش من چند وقت پیش به خواستگاری این دختر رفته بودم که متاسفانه با جواب منفی از سوی خانواده او مواجه شدم .

خواب این دختر را زیاد دیده ام. من دوستش دارم ولی اون فعلا از من فاصله گرفته، نمی دونم چی کار باید بکنم؟

تفسیر:

از احساسات قلابی  برای اسارت روحتان نسازید. این رویا راه رهایی را به شما نشان می دهد. شاملو در کتاب زیبای شازده کوچولو داستان دوستی او با روباه را بیان می کند. در یک بخش، روباه خطاب به شازده کوچولو بحث اهلی کردن را پیش می کشد و می گوید تا پیش از آن که مرا اهلی کنی، با من دوست شوی، یک آدم بودی میان آدم ها… دوست شما- منظورم بهترین دوست شما- در کنار شماست زیرا با او حرف زده اید، یعنی ارتباط برقرار کرده اید و هم دیگر را اهلی ساخته اید. حال اگر ااین ارتباط قطع شود (به هر دلیلی)، آیا فرد دیگری نمی آید و جای آن دوست صمیمی را نمی گیرد؟ لبخند بزن آقا بهمن و با خودت تعارف نداشته باش.

ما انسان ها نیاز به عشق داریم، اما عشقی که باعث رهایی روحمان شود، نه به بند کشیده شدنش. پس، جفتی شایسته برای خودت پیدا کن، روباهی که از اهلی شدن در دستان تو به اوج شکوه آید و بخواهد آینده اش را همراه با تو ترسیم کند.


مطالب مشابه: تعبیر, خواب, دوست, صمیمی, دختر
موضوعات مرتبط:
[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 12:30 ] [ afkar222 ]
ظاهر-فریب
نغمه:

در خواب خودم  را همراه خواهر زاده ام که دختر است جلوی ورودی حرم امام رضا دیدم. ورودی شبیه واقعیت نبود. جلوی در چند سرباز بود که گفتن زمان زیارت تموم شده . من گریه کردم که دلشان به حالم سوخت و اجازه دادن بروم داخل. در را باز کردن و وارد حیاط شدم که از دور ضریح سبز را دیدم. در حیاط کسی نبود فقط مردی در حال زیارت بود. داشتم به سمت ضربح می رفتم که از خواب بیدار شدم. لطفا تعبیرش را بگویید. با تشکر.

تفسیر:

امام رضا آن گنبد سبز رنگ نیست، معنایی در پشت آن گنبد است. راستی چرا سبز؟ از خودتان پرسیدید؟ سبز زندگی است، سبز فرصت است. و امام رضا کسی بود که به تمام فریبندگی دنیا نه گفت.

دوست خوبم، گاه رویاهایی است که آدمی را بدگونه فریب می دهد. می بینی چقدر خودت را زجر داده ای و به محنت انداخته ای تا به آن برسی و وقتی رسیدی تازه درک می کنی که این که چیزی نیست. پس باز قله دیگری را در ذهنت خلق می کنی و به سودای آن عمر سبزت را سیاه می کنی.

پس، قبل از آن که در سودای چیزی خودت را و دیگران را گرفتار رنج کنی، ببین آیا گنبد سبز و وارستگی امام را می بینی یا درخشش شیشه ای دلفریب را؟!

بگذارید مثالی بزنم. فردی که نداشتن خانه یا یک شریک زندگی را بهانه کرده و فرصت های سلامت زیستن و دیگران را از وجود خود برخوردار کردن را تباه می کند، مصادقی بارز از این رویاست. تعلق در چیزی ببندید که ارزش تعلق را داشته باشد.


مطالب مشابه: تعبیر, خواب, گنبد, سبز, امام
موضوعات مرتبط:
[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 1:26 ] [ afkar222 ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

ارسال خواب

خوابهایتان را در بخش «ارسال خواب» سایت پندار نو (Pendarno.ir) بگذارید.
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت